موشک یا دموکراسی؟
این عبارت نه یک پرسش سیاستگذاری، بلکه صورت فشرده یک بحران فکری است. بحرانی که در آن، نسبت میان امنیت و آزادی، قدرت سخت و مشروعیت نرم، بقا و معنا، دولت و جامعه، به شکلی خام و تقلیل یافته در برابر هم قرار می گیرند. درست از همین روست که این دوگانه، بیش از آنکه پاسخ بطلبد، نیازمند واکاوی است. چراکه هر پاسخ شتابزده به آن، خود بازتولید همان بن بستی است که سال هاست اندیشه سیاسی ایرانی را فرسوده کرده است. «موشک یا دموکراسی» در سطح نخست، یک انتخاب ظاهرا ساده را القا می کند. گویی جامعه ای ناچار است میان قدرت دفاعی و نظم دموکراتیک یکی را برگزیند. اما ...
Click
To Read Full Article