معامله سهمیلیون تتری برای اینترنت!
تهران ۱۴۱۰؛ گفته بود همینجا منتظر باشم. پشت سومین ساختمان از سمت چپ. دو سه نفر دیگر هم آنجا در حال چرخیدن بودند. نمیدانم آنها هم منتظر همان چیزی بودند که من دنبالش بودم یا نه اما مشکوک به نظر می رسیدند. همه چیز را پیش از حرکت هماهنگ کرده بودم اما حالا که در خیابان بودم نمیتوانستم بپرسم این عناصر مشکوک با ما در یک تیم هستند یا آمارمان لو رفته است. گفته بود رمز حساب را روی کاغذ بنویسم، بعد هم آن را مچاله کنم و پشت صندوق پست بگذارم. اگر پول واقعی بود، اعتماد می کرد. بعد باید همینجا منتظر بمانم تا محموله به دستم برسد. اولین بارم نبود که با ...
Click
To Read Full Article