برای تراکتور ایران؛ امروز یک ایران منتظر پیروزی شماست
سال ها پیش، وقتی رضازاده در المپیک آتن وزنه را بالا برد و طلا را با تمام سنگینی اش بر شانه های ایران نشاند، در خانه ای که تازه داغ پدربزرگ و مادر را دیده بود، صدایی بلند شد؛ صدایی که مدت ها فراموش شده بود: خنده. صدایی عجیب، مثل پرنده ای که از پشت دیوارهای غم راهی آسمان می شود. امروز هم ما در میانه روزگاری ایستاده ایم که سایه جنگ بر آسمانش سنگینی می کند؛ روزهایی که مردم، با هر صدای انفجار چشمشان را به خانه می دوزند و نفسشان را حبس می کنند تا ببینند چه کسی این بار کم شده است. اما با این همه، ورزش در رگ های ما طوری جریان دارد که گویی بخشی از ...
Click
To Read Full Article