تهران تاب رفتنت را ندارد؛ اگر میتوانی بمانی، بمان
حالا همه شاخه به شاخه دست هم داده اند تا سایه بانی برای زائرانِ آقایِ شهیدشان باشند. اینجا هیچ کس دلش نمی آید قائدِ شهید امت از تهران برود./ قدم هایش سنگین است؛ انگار دلِ تهران هم نیست که آقایِ کشوردوست از میانش برود. خیابان هایش کِش آمده، مردمانش چندین هزار برابرِ همیشه شده اند. درختانش، که روزی سپر شدند و نگذاشتند نوزادی چندماهه بر زمین بیفتد، حالا هم شاخه به شاخه دست هم داده اند تا سایه بانی برای زائرانِ آقایِ شهیدشان باشند. اینجا هیچ کس دلش نمی آید قائدِ شهید از تهران برود. همان پیرمردِ موسپیدی که روزی، در ایام جوانی، از خراسان به تهران ...
Click
To Read Full Article