قصههای نان و نمک(۶۵)/ سگ در کافه!
دختر جوان روی صندلی های جلوی کافه نشسته بودند. به زحمت سنشان به ۲۰ سال می رسید اما به ضرب و زور آرایش اغراق شده ای که خیلی از دخترها گرفتارش شده اند شبیه سی ساله ها بودند. کلاه به سر و سگ در بغل. با هم حرف می زدند و.../ دو دختر جوان روی صندلی های جلوی کافه نشسته بودند. به زحمت سنشان به ۲۰ سال می رسید اما به ضرب و زور آرایش اغراق شده ای که خیلی از دخترها گرفتارش شده اند شبیه سی ساله ها بودند. کلاه به سر و سگ در بغل. با هم حرف می زدند و قهوه می خوردند. تا اینجای ماجرا به خودشان ربط داشت. سگ ها هر دو بافتنی رنگی تن شان بود ولی قلاده نداشتند، ...
Click
To Read Full Article