طعم تلخ گیلاس
امروز که خبر فوت همایون ارشادی را شنیدم، طعم گیلاس در روحم تلخ شد. آن تلخی آرام و فروخورده ای که فقط از درون انسان هایی برمی خیزد که معنای زیستن را میان مرگ و زندگی، میان بودن و نبودن، جست وجو کرده اند. همایون ارشادی برای من فقط بازیگر «طعم گیلاس» نبود؛ او چهره ای از سکوت بود، تجسمی از تأمل و فاصله، مردی که هر بار نگاهش را به جایی دور می دوخت، گویی به عمق هستی می نگریست. یاد آن روزها افتادم که کمتر از بیست ساله بودم، دانشجوی تئاتر و در کنار آن دستیار کارگردان در سینمای ایران، فیلم کوتاه می ساختم، آن روزها در ذهنم زنده شد. یک بار، به طور ...
Click
To Read Full Article